راستی وبلاگ بچه های رادیولوژی ۸۷ بابل هم راه افتاد که بهشون تبریک میگم !
سلام !
بدون مقدمه بگم استقلالی ها این طرفا نیان بهتره ! از من گفتن بود !
*راستی حتما تو نظرسنجی شرکت کنین ! خیلی جالبه چون فقط 1 حق انتخاب دارین !
اول می خواستم تو این پست شاخ و شونه بکشم واسه استقلالی ها ولی دیدم بعد بازی این کار رو کنم بهتره ! چون حداقل اگه خدای نکرده ٬ زبون استقلالی ها لال ٬ گوششون کر ٬ بعد 120 سال باختیم خودمون رو ضایع نکرده باشیم !
آخه میگن تاژ قوی شده جدیدا ! میگن عزمشون رو جزم کردن از پرسپولیس انتقام بگیرن !
ما که بخیل نیستیم خدایی ! خب طرفدارای استقلال هم دل دارن دیگه ! نه اینکه چند سال پیش 6 – 0 باختن واسه همینه که تا می خوان 2 کلمه حرف بزنن و ابراز وجود کنن شش تایی ها عین پتک می خوره تو سرشون ! خیلی دلم واسه استقلالی ها می سوزه !
حالا 1 خاطره درباره همین قضیه 6 تایی ها بگم :
اونایی که دربی رفتن بهتر می دونن ! دیگه حول و حوش ساعت 9- 10 ورزشگاه کامل پر میشه ! بازی هم که ساعت 2 – 3 شروع میشه ! واسه همینه که تو این مدتی که تا شروع بازی مونده برنامه های مختلف تو ورزشگاه اجرا می کنن ! از روپا زدن بچه 8-9 ساله گرفته تا اجرای آهنگ زنده و گروه سرود بچه مدرسه ای ها و از این دست خاله زنک بازی ها !؟
این برنامه ها که تموم میشه ! یه یارو مجری میاد با تماشاگرا صحبت می کنه و نصیحت و اینکه نتیجه بازی اصلا مهم نیست و از این چرت و پرتا ! یهو دیدیم مجریه اومد طرف پرسپولیسی ها گفت :10 ثانیه وقت می گیرم همه پرسپولیسی ها بلند شن وا3 تیم خودشون دست و سوت بزنن و خودش هم شروع کرد به شمردن : 1 -2 -3 و ... !
بعد رفت طرف استقلالی ها : 1- 2 -3 -4 -5 ! ما هم بچه شهرستانی از همه جا بی خبر ساکت نشسته بودیم ! و استقلالی ها هم مثل من از همه جا بی خبر داشتن عین چی خودشون رو از سوت خفه می کردن ! که مجریه رسید به عدد 6 ! یعنی چه هماهنگی هستن این ملت ! 1 دفعه کل پرسپولیسی ها پا شدن وسط تشویق اونا می گفتن 6 تایی ها ! 6 تایی ها ! ول کن هم نبودن ! یعنی صحنه از این قشنگ تر ؟! کل پرسپولیسی ها میگم یعنی 70000 نفر چون تو دربی پارسال 70 % ورزشگاه پرسپولیسی بودن!
البته موقع خوندن شماره و اسم بازیکنای استقلال هم این قضیه دوباره تکرار شد !
هنوز گوینده ورزشگاه جمله " بازیکن شماره 6 " رو تموم نکرده بود که کل ورزشگاه دوباره پا شد و روز از نو روزی از نو !
از بخت بد این استقلالی ها اون دربی ٬ دربی ۶۶ام هم بود ! دیگه خودتون تهش رو بخونین ! شعار دربی پارسال :
"دربی ۶۶ ٬ ۲ تا ۶ داره !"
بازار شعارها هم که دیگه داغه داغه ! مثل "ایها الناس ایها الناس استقلال امروز ... ماست ! "یا "شب تاره ! بی قراره ! تیمی که چاره نداره ! آبی ها باید بدونن ! پرسپولیس .......... ! شب تاره ! " البته اگه بخوام از بقیه شعار ها هم بنویسم دیگه جا کم میاد !
*قابل توجه دوستانی که ورزشگاه می رن بگم که به گفته ی 1 منبع موثق 35000 مامور لباس شخصی برای جلوگیری از اغتشاشات و شلوغی های احتمالی بین تماشاگرا هستن ! یعنی برای این بازی فقط 55000 بلیط فروخته میشه ! بیشتر مراقب باشین !
*اگر اگر اگر انشا الله٬ به امید خدا٬ دعای خیر مردم پرسپولیس برد پست روزی روزگاری دربی ۶۷ رو تو وبلاگ می بینین !
**انشا الله که پیر شی **!
سلام !
کسب مدال طلا توسط کشتی گیر غیور ٬ این ببر مازندران ٬ این جوون با غیرت ٬ این هم شهری ٬ مهدی تقوی رو به همه تبریک میگم ! دمت گرم !![]()
سلام به همه ی دوستان گلم !
راستش دیروز داشتم ۱ مجله قدیمی می خوندم که تبلیغ جالب و صد البته قدیمی شرکت LG رو دیدم و خاطره ی اون قرعه کشی معروف 3-4 ماه پیشش افتادم ! (کسی یادشه؟)
تیترش این بود :
**با خرید یکی از محصولات صوتی - تصویری یا خانگی LG برنده ی یکی از 3 آرزوی خود باشید !**
حالا قضیه از این قرار بود که خود شرکت LG چند مورد که به آرزو شباهت داشتن معرفی کرده بود و به 20 نفری که تو قرعه کشی برنده می شدن اجازه می داد که 3 مورد از این آرزو ها رو انتخاب کنن و این شرکت موظف بود که این آرزو ها رو برآورده کنه !
"14 تا آرزو اینا بودن :"
1-حضور در فینال مسابقات جام باشگاههای اروپا (منچستر -بارسلونا ) !
2-حضور در مسابقات فرمول 1 + کاپشن با امضای شوماخر !
3-صعود به قله ی دماوند با هلیکوپتر اختصاصی !
4-پرواز با هواپیمای اختصاصی ( 2نفره با خلبان ) !
5-خرید 1 دست لباس از خیابان شانزه لیزه پاریس !
6-یک هفته حضور در پروسه فیلم سازی در جمع بازیگران و گارگردانان معروف ایرانی !
7-حضور در کنسرت فیلارمونیک وین/اتریش !
8-حضور در فینال رقابت های تنیس ویمبلدون 2009 !
9-گردش با زیر دریایی در سواحل مدیترانه/اسپانیا !
10-بازدید از پایگاه فضایی روسیه در بایکنر قزاقستان !
11-بازدید به عنوان VIP از بالیوود / هند !
12-حضور در بازی تیم ملی با کره جنوبی به همراه تیم ملی/ سئول !
13سفر حج عمره برای 3 نفر از اعضای 1 خانواده !
14-ست کامل جهیزیه LG !
برنده ها اعلام شدن ! و 3 تا آرزو خودشون رو انتخاب کردن !
لیست انتخابی این 20 نفر خیلی جالب بود ! چون :
* همشون مورد 5 رو انتخاب کرده بودن !
*مورد 10 و 11 اصلا انتخاب نشدن !
*مورد 6 و 7 فقط 1 بار انتخاب شدن !
*بعد مورد 5 شماره های 13 و 14 خیلی محبوب بودن !
اگه جای یکی از این 20 نفر بودین.... !؟
سلام به همه ی دوستان گلم !![]()
طی یک سال اخیر سونامی "لاست" به اغلب خانه های ایرانی رسید و چشم قرمز خواب ندیده گواهی دادند که خیلی بی رحمانه ماجرای جزیره ی عجیب آقای جی.جی.آبرامز را پی می گیرند !
ترجمه ی سرراست لاست می شه " گمشده ".عده ای هم ترجمه کردن " گمشدگان " چون تعداد سقوط کننده ها بیش از یک نفره ! با این حال معلوم نیست اشاره "گمشده" به آدم های اون جزیره یا خود جزیره .تو خود سریال هم کلمه LOST رو برای "از دست دادن" زیاد استفاده می کنن ! بنابراین شاید بهتر باشه همون LOST بنامیمش !
به خدا راه فراری ازش نیست ! باور کنید خیلی سعی کردم خویشتن داری کنم و سمتش نرم ولی نشد ! این هم 1 دیکشنری سریال لاست این پدیده ی قرن 21 ! مخصوص تازه کارها !
*این شما و این لاست ! ضمنا برای رعایت حال دوستانی که خیلی پیش نرفتن فقط در حد سیزن 1 صحبت شده !
لاست : گم شده ! نوعی مخدر قوی ! چیزی که موجب شود گشنه و تشنه و بدبو شوید !آنچه بخاطر استعمالش به دوستان و آشنایان دروغ بگویید !
سیزن : فصل ! مجموع چند عدد DvD ! هنگام ! برای بدست آوردن جدیدترینش خون ها ریخته می شود !
ع.ف.جاوید :یک زیر نویس که پایان هر اپیزود نمایان شود !
جک :دکتری مو کوتاه ! از ابزار کمکی ! کتک خورش ملسه ! کسی که در آن واحد انیشتین ! مهراب فاطمی ! هملت ! شکسپیر و آلن دلون باشد !
بابای جک : کسی که پدر یک جک باشد ! جک پدر ! جراح نشئه ! خیانتکار به مامان جک !
کیت : مدار ! کذاب جذاب ! کسی که در عین لاستیدگی لباسش خوب است !خوبه! اون پیرهن سفیده چقدر بهش میاد !
ساویر : به به ! خوش استایل ! بددهن ! کلاغ ! آنکه از جک سر است ! حاضر بودین 1 دست نداشتین ولی کمی شبیهش بودین ؟
جان لاک : هنگ ! افلیج دیروز !ماورا ! سیروس مقدم ! کم کلیه ! بون کش ! کسی که میوه رو با پوست می خورد ! 1 بند رو نروته !
چارلی:بچه خوب ! مشنگ ! سر به نشاط ! از خودمونه ! کسی که آش نخورده پدر شود ! یک مسافر !
سعید : سبزه موفرفری ! مرد فنی ! جنم دار ! بد لهجه ! شکنجه گر دیروز مخ زن امروز ! کسی که عکسی از عشقش در جیب داشته باشد اما در عین حال بون را عصبانی کند !
بون : 1 دقیقه سکوت !
کلیر :آخی ! عروسک ! کسی که کره بادام زمینی می خواهد !
روسو :توهم ! روان پریش ! شوهرکش ! روس رو ! کسی که روی مغز انسان قدم بر می دارد !بیجه ! بی شعور ! کاش تمیزتر بود !
شانن : باز هم ۱ دقیقه سکوت !
میخکوب :حالتی که هنگام دیدن لاست دارید !
بی نمک : کسی که اصرار داره قسمت های ندیده رو براتون تعریف کنه !
فیلمنامه : چیزی که انباشته و لبالب است ! عالی ! ذره ای از پرمایگیش برای چندین سال مجموعه های تلویزیونی ما کافیه !
سیزن 6 :چند تا قسمتش رو دیدم ! ولی هیچی زیر نویسش نمیشه ! چیزی که مردم به امید دیدنش زندن ! کعبه ی آمال !
سریال : لاست !
سینما : لاست !
لاست : لاست ٬لاست٬ لاست ! همه چیم لاست !
" آزمون لاست "
قضیه از این قراره که در اینترنت 1 تست شخصیت شناسی با عنوان "تست لاست"در سایت های مرتبط با این سریال وجود داره ! در آخر با جواب دادن به 40 سوال این تست که پاسخ های 5 گزینه ای داره معلوم میشه که تست دهنده شبیه کدوم یک از شخصیت های این سریاله !
*بدلیل طولانی شدن این پست این 40 تا سوال رو نتونستم تو وب بذارم ! ولی براحتی می تونین از google ! این کلمه یعنی " lost test " رو search کنید !
" 11 نکته برای اینکه season 5 رو دوباره ببینید !"
Because you left:خب اولین قسمت رو با 1 سوتی شروع می کنیم !وقتی جزیره ناپدید میشد و آسمون فلش میزد جان لاک با دست چپ صورتش رو پوشونده بود اما بلافاصله بعد از فلش٬ دست راست لاک روی صورتش بود !
The lie:سریالی که پدر هارلی نگاه می کنه همون سریالی هست که نیکی بازیگرش بود ! نیکی دختری بود که در قسمت 14 فصل 3 (که اسمش هم نام با همین سریال بود:exoose )با دوستش دنبال الماس ها بودند . بعد در اثر سم 1 حشره ظاهرا می میرن !
Jughead:خب این یکی خیلی بی ربطه ! اما زنی که کارمند آکسفورده و دزموند در مورد دنیل ازش سوال می پرسه در فصل یک نقش کارمند فرودگاه سیدنی رو هم بازی کرده بود ! بالاخره لاست هم ممکنه سیاهی لشکر کم بیاره !
The little prince:اسم این قسمت "شازده کوچولو " است و همان طور که می دونید شخصیت اصلی کتاب شازده کوچولو روی اخترک B612 زندگی می کرد ! در این قسمت روی قوطی که جان لاک پیدا کرد به فرانسوی نوشته بود : B612 !
The place is death: این اولین قسمت در سریال بود که بن و دزموند با هم صحبت می کردن ! نکته ی دیگه اینکه وقتی شارلوت حالش بد بود در اثر تغییر زمان ٬ وسط حرفاش گفت که عاشق جرانیمو جکسونه ! در طول سریال به اشکال مختلف به این گروه موسیقی نه چندان معروف اشاره شده ! گویا سازندگان لاست علاقه ی عجیبی به این گروه دارن !
316: کتابی که هارلی تو فرودگاه می خوند یک کمیک به زبان اسپانیایی بود ! که یکی از نویسنده های لاست اون رو نوشته ! اینم باید گفت که نقش ایلانا (همون پلیسی که سعید رو به هواپیما می برد) رو یک بازیگر با اصلیت ایرانی-هندی به اسم زلیخا رابینسون بازی می کنه !
The life & death of Jeremy bentham: وقتی جان لاک به دیدن هارلی میره اونو در حال کشیدن نقاشی مجسمه ابوالهول می بینیم ! اسم ابوالهول (sphinks) ریشه یونانی داره و به معنی خفه کنندست ! که در اینجا اشاره به خفه شدن جان توسط بن داره !
La felur: مجسمه ای که در یکی از بازگشت های ساویر و بقیه در نزدیکی ساحل دیده میشه ! مربوط به آنوبیس ایزد مرگ و مردگان و تدفین در مصر باستان است ! که سر شغال (یا سگ وحشی) و بدن انسان داره و نگهبان مردگان بوده !قبلا در سریال سعید و جین و سان وقتی سوار قایق بودن یک پای 4 انگشتی باقی مونده از این مجسمه رو دیدن !
Namaste:اسم این قسمت 1 عبارت رایج برای سلام و احوالپرسی در شبه قاره هنده ! یه سوتی هم این قسمت داشت و اون جایی بود که جولیت اتان رو پیش امی بر می گردوند در یک صحنه کاملا تابلو بود که بجای بچه از عروسک استفاده شده !
He is our you: داروهایی که اولد هام به سعید داد تا اعتراف کنه ! واقعا وجود داره و اسمش دارو کشف حقیقته ! که ترکیبی از اتانول و تمازپامه !که از نظر قانونی استفاده از این دارو نوعی شکنجه بوده و ممنوعه ! جالب اینجاست در صحنه ای که سعید در روسیه هست و بعد کشتن اون مرد از خونه خارج میشه بالای در روی شیشه به روسی نوشته شده ":داروسازی اولدهام !"
Some like it hoth: تو این قسمت هرلی میگه که تصمیم داره فیلمنامه جنگ ستارگان رو بازنویسی کنه ! بعد پخش این قسمت اگه به صفحه مربوط به این فیلم در ویکی پدیا می رفتین در بخش نویسنده ها اسم " هوگو ریس " هم به چشم می خورد !( که البته شوخی یکی از کاربران بود !)همچنین اسم این قسمت بازی کلامی جالبی با فیلم some like it hot بیلی وایلدر داره که از قضا پخش این قسمت تقریبا مصادف بود با پنجاهمین سالگرد پخش فیلم مذکور !
**اگر اگر اگر خدای نکرده مسافر اوشنیک 815 بودین و هواپیماتون تو جزیزه سقوط می کرد و میتونستین جای یکی از مسافرا باشین ! دوست داشتین جای کدوم یکی از شخصیت ها بودین؟**
**حتما به ادامه مطلب هم سر بزنین !
پست فوق العاده جذاب " LOST این کوفت دوست داشتنی " بزودی در وبلاگ !
بگو لا اله الا الله ...........به حق شرف لا اله الا الله.......لا اله الا الله...........
چشم وا کردم دیدم میون یه جمعیت که یه تابوت دستشونه در حال راه رفتنم
....عجب تشییع جنازه ی جالبیه.نمیدونم چرا دیروز یه کم دندونم درد می کرد.اما امروز هیچیم نیست......نمیدونم چرا امروز داره خیلی خوش میگذره.
....تا حالا تو یه تشییع جنازه ی درست حسابی نبودم....از خوشی داشت خندم میومد که یه دفعه نگاهم به چشمای پراز اشک پدر و مادرم افتاد.هرچی سعی کردم آرومشون کنم نشد..به هر حال فکر کردم عمه بزرگه ی پدرم فوت کرده..آخه دیگه این اواخر حالش بد شده بود
.... ...همون عمه که ۲۰ ساله پاش لب گوره و هرچی عزرائیل زور میزنه نمیتونه جونشو بگیره
.......همه ی فامیلام هم اونجا بود!!!قند تو دلم از خوشحالی آب شد!!!بالاخره مراسم تموم شد...همه داشتن برمیگشتن خونه اما من دیدم سر ظهره گفتم یه سر دانشگاه برم...
بعد از نیم ساعت به دانشگاه دوست داشتنیم رسیدم!!!وارد کلاس شدم
....استاد روانشناسیمون داره به بچه ها درس میده...بچه هایی که تغییرات زیادی تو رفتارو چهره هاشون پدید اومده و البته هنوزم هم خیلیاشون مثل سابق وسط کلاس پچ پچ میکنن و استخوان مندیبلشون بیشترین چربی رو می سوزونه
استاد داره اسما رو میخونه...به اسم من میرسه....میگم حاضر.......باز میخونه.....یبابا من که بلند گفتم حاضر......حاضررررر..........ساسی میگه استاد اسمشو خط بزن....استاد میگه انتقالی گرفته؟؟؟یکی از بچه ها میگه آره استاد دو سه روزی میشه انتقالی گرفته اون دنیا...کل کلاس میخندن!!!![]()
من یه تیکه میندازم!!!اما در عین ناب آوریم استاد اسممو خط میزنه!!!با عصبانیت وسط کلاس به سمت استاد میرم و اعتراض میکنم اما اصلا حرفامو نمیشنوه......بچه ها از زمان آنتراکت(تنفس بین درس) دارن استفاده می کنن و انواع حرف ها و غیبت های روزانه رو انجام میدن.....
صدای پچ پچ دخترا میاد...بلند بلند در گوش همدیگه می حرفن:میدونستی چقدر چرت می نوشت تو وبلاگ!!!!آره به ...پیشنهاد دوستی داده بود اما اون ضایعش کرد.......اون روز با.....بابلسر دیدنش...اوه تریپ خفن.........آخرشم افتاد مرد.....میگن با قرص برنج مرده!!!!بعضیا میگن وقتی داشت یه پسر بچه رو که توپش افتاد وسط خیابون و نزدیک بود بره زیر کامیون عین فیلم هندیا نجات می داد کامیون لهش کرد!!!آخرا هم با ساسی مشکل پیدا کرده بود.......![]()
هرچی گوشام رو تیز کردم نفهمیدم راجع به کی حرف میزنن...ولی آمار عجیب غریبی داشت این کسی که ازش حرف میزدن.
میرم جای خودم میشینم.پسرا هم طبق معمول دارن می حرفن:بلوتوث رو روشن کن علی اختاپوس و حسن کله پز با امیر اسمارت feat دادن و یه آهنگ خوندن خیلی توپ خوندن...دیشب دانلود کردم....فیلم lost رو دیدی؟؟؟......فردا تربیت بدنی۲ رو دودر می کنیم..آخرشم یه تحقیق میدیم ۲۰ میشیم دیگه...این جزوه ۴ ایمنی شناسی نمیاد؟؟؟این چه گروه جزوه ایه.......پارسا یه سه چهار روزه نمیاد یونی...کجاست؟؟؟
اشتباه میگین دیگه..اون آهنگ رو جواد بزمجه با امیر منگل خوندن!!آهنگشم واسه ۲ماه پیشه!! دیدم صدام رو نمیشنون داد زدم مگه کورین؟؟من اینجام دیگه..من که دارم میام یونی.انتقالی کجا بود!! .....خلاصه روز عجیبی بود...کسی محل نمیذاشت......خلاصه کلاس تعطیل شد همه به سمت سلف داشتیم می رفتیم که ناگهان مرحوم مغیثی(بهداشتکار مرحوم) رو توی love street دیدم...باورم نمیشه دو تا سیلی زدم به خودم![]()
.....آقای مغیثی خودتی؟؟؟چه جوون شدی ..دیگه تو نفس هات خس خس دیده نمیشه..پیش کدوم دکتر رفتی...عمران گفت تو به رحمت خدا رفتی که؟؟؟
-آره پسرم
!!!الان ۶ ماهه دارم تو دانشکده دندون بهشت٬دندونپزشکی میخونم...نمیدونی چه حالی میده...نه از آموزش خبریه نه از افتادن..حراست کجا بود.خبری از مادر سلام هم نیست...اونجا جای سوار شدن ۴۰۵ عمران سوار لامبورگینی میشیم حور سوار می کنیم!!!
........جات خالی اونجا با حورهای بهشتی همکلاسیم.خیلی فاز میده کلاس...استادامون هم خیلی سطح علمیشون بالاست و باحالن..مثلا آناتومی رو ابن سینا درس میده...روانشناسی رو آقای فروید درس میدن..اما خارجی می حرفه ما نمی فهمیم....ژنتیک رو جای استاد رودگری خود مندل درس میده.روش تدریسشون هم خیلی باحاله.ما ژنتیک عملی هم داریم مثلا با استاد مندل میریم باغ های بهشتی(همون جا که تحت الاشجار نهرها روان است
)نخود می کاریم و نتایج آزمایشات رو به صورت آماری به دست میاریم
... اما آقای گایتون هم استادمونه!!خودش میگه هر شب به خواب استاد اشرف پور میره!!میگفت اشرف پور هر شب خوابشو میبینه
تو هم الان می تونی بیای شرطش اینه که اول بری آموزش برزخ اونجا از نکیر و منکر استعلام بگیری اونا خودشون بهت میگن ورود به دانشکدمون چه شرطایی داره...یادت باشه مصاحبه داره ها...به این راحتیا نیست که...حواست باشه اگه مصاحبه رو خوب ندی میری دانشکده دندون جهنم!!!ما یادت باشه از جهنم نمیشه به بهشت انتقالی بگیریا خیلی سخته...اونجا هم پر حراست و مامان سلامه که رو سرت قیر میریزن...
خلاصه این مصاحبه ی نکیر و منکر خیلی مهمه......
من حیرون موندم که این چی میگه؟؟؟برزخ کجاست دیگه؟؟؟.............که در یک آن متوجه میشم که دوتا
ریشو با چفیه جلوی منن و...............
نکیر:تو دانشگاه عضو بسیج بودی؟؟؟ منکر:چندبار حراست دانشگاه بهت تذکر داد؟؟؟
نکیر:کفن جسد دانشگاهتون چند تیکه باید باشه منکر:چند رکعت نماز پشت سر حاج آقا نیکزاد نو نمازخونه دانشگاهت خوندی؟؟؟.......
من چمیدونم خوب....
اون دوتا با مهر رو یه کاغذ زدن و مهر انتقالی به دانشکده جهنم رو زدن
...من که دیدم وضعیت اینجوریه تا جون داشتم دوییدم و فرار کردم...نمیدونم چی شد که دیدم جلوی کامپیوتر نشستم..وبلاگ dent87babol رو بالا آوردم باورم نمیشد ساسی یه پست نوشته بود...یعنی دهنم وا موند...یعنی من....یعنی من
...من...
.... پستشون این بود....
فوت نابهنگام دوست و همکلاسی عزیز٬یار و غمخوار بینوایان٬حامی مستمندان٬عاشق بهداشتکاران و آن دوستدار عدالت ٬جناب زیگورات رو به خود آن مرحوم و خانواده ی داغدارش تسلیت میگیم و متاسفیم که دیگه بین ما نیست که بتونه تو وبلاگ فعالیت کنه و بهشت و جهنم آخرین پستش تو وبلاگ بود...روحش شاد و یادش گرامی باد![]()
دیگه اگه از من تو این وبلاگ خوبی٬بدی٬دعوایی٬دیدین ببخشید دیگه![]()
راستی به دلایل گوناگون امکان درج نظر در این پست وجود ندارد
...
بای بای![]()
![]()
![]()
![]()
بی مقدمه میریم سر اصل مطلب............از اونجایی که ما عاشق آزادی بیان هستیم به منظور مشارکت همه ی اقشار و بازدیدکنندگان وبلاگ محقرمون!!
در این پست مصاحبه ای با همه ی شما ترتیب داده شده!!!اگه مایلید می تونید به سوالات زیر که به صورت مصاحبه وار مطرح شدن٬تو قسمت نظرات جواب بدین.relax باشین و هرجور که مایلید به سوالات مصاحبه جواب بدین
این شما و این هم مصاحبه با همه!!!
۱- در صورتی که دوست داری خودت رو معرفی کن یا لا اقل یه نشونه از خودت بده!!![]()
۲- مشاغل زیر رو به ترتیبی که علاقه داری مرتب کن!!!کدوم شغل رو بیشتر دوست داری؟؟؟
جراح مغز و اعصاب---کارگر شهرداری(آشغالی
!!!)---مسئول حراست دانشگاه----بهداشتکار دهان و دندان---ریاست جمهور
۳ـ از بین نویسنده های وبلاگ کدوم رو تواناتر و چیره دست تر میدونی؟؟
الف)ساسی ب)زیگورات ج)برین بمیرین هر دو تاتون د)گزینه الف و ب ه)هیچ کدام
۴ـ اگه حق انتخاب با تو بود کدوم رو انتخاب می کردی؟؟؟
الف)دانشجوی دندانپزشکی ساری ب) دانشجوی پزشکی بابل ج)دامپزشکی تهران
۵ - اگه دستت یه بمب بدن کجا رو باهاش می ترکونی؟؟؟
۶-اگه بخوای حال یکی از دانشجوها رو بگیری اون کیه؟؟؟علتش چیه؟؟؟
۸- از کدوم درس و استاد بیشتر خوشت میاد
٬از کدوم بیشتر بدت میاد
؟؟؟ علتش چیه؟؟
۹ـ نتایج انتخابات اخیر رو قبول داری؟؟؟از وضعیت حال حاضر دانشگاهت راضی هستی؟؟؟
۱۰ـ به کدوم مسئول دانشگاه علاقه ی بیشتری داری؟؟؟![]()
الف)مادر سلاما!!! ب)مسئول سلف ج) باغبون های دانشگاه د)مسئول های آموزش دانشکده ه)آبدارچی و) مسئول های آزمایشگاه ها!!!
۱۱- به نظرت اهمیت کدوم روز بیشتره<<<روز دندانپزشک -روز پزشک - روز جهانی تغذیه با شیر مادر -روز جهانی کودک
۱۲- حرف آخر...........
اگه وصیتی نصیحتی توصیه ای چیزی داری بگو!!!
برای انتخاب واحد از تاریخ ۷ شهریور تا ۱۲ شهریور کلیک کنید !
سلام![]()
![]()
همون طور که میدونید تا حالا ۴ ترین رو تو وبلاگمون قرار دادیم و چیزی بیش از ۲۴۰ نظر در این ۴ پست بدرقه ی حال نویسنده های وبلاگ شد.نوشتن ترین های فرد به عهده ی من و ترین های زوج به عهده ی ساسی بود.حالا می خوام با استفاده از همین نظرات شخصیت ها و همکلاسیای عزیز رو بررسی کنم.ترتیب دوستان هم اتفاقی بوده.![]()
رضا جودی:مردی از خطه ی ستارخان و باقرخان... البته برعکس اون دو تا سبیل نداره!....خوش اخلاق ترین٬منطقی ترین و در عین حال با شخصیت ترین
........خرخون اااا.... ببخشید درس خون ترین هم شده
درسته خوش خطه اما وجود رضا بیرق باعث شد تا نتونه عنوان خوش خط ترین رو کسب کنه.. تو کنفرانس ژنتیک با آریا آذرپور با لهجه ی بچه های ناف لس آنجلس تحقیقشون رو ارائه دادن.سرعت انگلیسی حرفیدنشون به حدی بود که دانشجوها شکل علامت سوال
؟؟؟؟؟؟و استادا شکل علامت تعجب شدن!!!!!
.راحت ترین راه شناخت اون تو دانشگاه شلوار پارچه ای که می پوشه
تا یادم نرفته بگم سمج ترین هم عنوانیه که به اون داده شد.شب ها رو فقط به یاد معدل الف سر به بالین میذاره![]()
مهدیس باقریان:از کسانی که همیشه اسمش تو ترین ها وجود داره
انگار ترین ها بدون اون هیچ رنگ و بویی نداره
همون جور که پیش بینی میشد مقام محبوب ترین رو بین دخترا رو کسب کرد.باجنبه ترین و یکی از بدشانس ترین ها بود
.به لطف داشتن دوستی همچون مائده جعفریان تونست در جمع پرحرف ترین ها قرار بگیره.در عین حال پرحاشیه ترین هم شد.به اذعان اکثریت مطلق آرا سوتی ترین و دودرترین هم بود.عنوان MISS CALL باز ترین رو به راحتی و اختلاف فاحشی نسبت به سایر رقبا کسب کرد.و تونست تو رقابتی نزدیک با الهام صمدی مقام با معرفت ترین رو هم از آن خودش کنه
برای کاهش حاشیه ها همه ی راه های ارتباطی به خودش رو مسدود کرده!!تلاش زیادی در راه تشکیل گروه جزوه در ترم اول داشت و بالاخره این تلاش ها در ترم دوم به بار نشست و البته به علت حوادثی میشه بهش لقب شهیده گروه جزوه رو هم داد.![]()
سینا سوهانیان:تنها نقطه ی مشترکش با زیگورات پرسپولیسی بودنشه
ملقب به ساسی که لقبش ریشه در عشق فرازمینیش به ساسی مانکن داره
...نبودن اسمش تو ترین ها از محالاته
.....شیطون ترین٬محبوب ترین٬پرجنب و جوش ترین و با نفوذترین تنها گوشه ای از شخصیت بلورینشه.به راحتی و با اختلاف زیادی عنوان پرحاشیه ترین رو کسب کرد.این یک مورد رو دست خودش نیست و اونم لقب سن پایین ترینه که واقعا برازندشه.با این که از بچه های شاهیه اما جالبه بدونید من اصلا اون رو نمی شناختم.در جمع پرحرف ترین ها هم قرار گرفت.حضورش به عنوان بدشانس ترین شاید به خاطر اخراج های مکررش از کلاس و یا عوامل جانبی دیگه بود...ضمن این که در پست قبلیش یه سری حرفای دلش رو از قول ما گذاشت و یه جورایی از دیگران مایه گذاشت
همچنین با توجه به علاقه و ارادت خاصش به پاساژ شهریار به راحتی تونست خوش لباس ترین هم بشه
پایه ترین از دیگر عناوینیه که به حق به ساسی عزیز داده شد.
علی تقی پور:چه طور ممکنه این پسر جایی باشه و عنوان با معرفت ترین و فداکارترین رو شخص دیگه ای به دست بیاره!!!
از اعضای گروه دامول و از طرفداران دو آتیشه منچستر که فصل پیش همراه ساسی بارها جلو خودم ضایع شدن
ریز میبینمت
.مثبت ترین و با معرفت ترین و فداکارترین بودنش زبانزد خاص و عامه.علاقه ی خاصی به خواب صبحگاهی داره.از شاهکار هاش خوابیدن تو ردیف اول و جلو چشم استاده..به همراه حسین صادقی و داوود ترنگ بارها از طرف استاد برای شستن دست و صورت از کلاس بیرون فرستاده شدند.اما بزرگترین شاهکارش تغییر قیافه تو حضور و غیاب کلاس تاریخ امامت بود که استعداد هنری خودش رو در زمینه ی گریم و بازیگری به رخ دیگران کشید.
عارفه حاجیان:همیشه با جزوه٬همیشه در فکر جزوه٬.......از جهادگران راه تشکیل گروه جزوه بوده و هست.لقب منطقی ترین و خوش اخلاق ترین رو در ترین های قبلی کسب کرد.از نکات جالب توجه انتخابش به عنوان با نفوذترین بود.در رقابتی سخت و معنادرا با مهدیس باقریان تونست با نفوذترین بشه
smsبازترین هم از افتخارات ایشون محسوب میشه![]()
محمد حبیب نژاد:ملقب به امپراتور گوموا!!!
عجیب و غریب ترین القاب در ترین ها به اون داده شده.misscall بازترین شد.نمیدونم چرا بهش لقب احمدی نژادی ترین داده شد...به راحتی عنوان پرحرف ترین رو کسب کرد.و جالبه در اتفاقی عجیب به عنوان همیشگی ترین انتخاب شد.از القاب دیگرش آق بنفشه هستش که اولین بار به علل نامعلوم توسط استاد برقی بهش گفته شد
.مرموز ترین عنوانیه که واقعا برازنده ی این مرد خطه ی نوره.مسلط به ۶ زبون زنده ی دنیاست و با عمران کاظمی بهداشتکار محبوب کلاسمون به راحتی محلی می حرفه
در رقابت با حسین صادقی نتونست برنده بشه و عنوان بی خیال ترین رو به حسین واگذار کرد. "چرا عنوان سن بالاترین را کسب کردم" اسم کتاب جدید محمد حبیب نژاده که قراره به زودی از انتشارات زدبازی نور منتشر بشه.
این پست ادامه دارد..........
"روزت مبارک !"


سلام به همه ی دوستان گلم !![]()
**این مکالمه مربوط به یکی از روز های آذر۱۳۸۸ می باشد !
**کاملا واقعیست !
**مکان: تریا دندونپزشکی !
راستش امروز با حسین صادقی٬ پارسا و محمدحبیب نژاد تو تریا دانشکده نشسته بودیم که یهو یه سال پایینی رو دیدم که داره می آد طرفم :
سال پایینی: سلام آقای سوهانیان !
من:سلام کوچولو ! کاری داری؟
سال پایینی:راستش چند تا سوال ازتون داشتم ! هر چی باشه شما از ما با تجربه ترین دیگه ! می تونم بپرسم؟
من:فقط زود تر بپرس چون 5 دقیقه دیگه کنفرانس اندیشه 2 یکی از بچه ها شروع میشه باید خرابش کنیم !
سال پایینی :جدا؟
من:آره بابا این که چیزی نیست ! حالا بدو سوالاتت رو بپرس داره دیرمون میشه !
سال پایینی:بافت شناسی رو چکار کنم؟ چطوری باید بخونم ؟
من: ۱ وقت خل نشی تو طول ترم بخونی؟ شب امتحان راحت می تونی پاسش کنی!
سال پایینی:آخه خیلی زیاده ؟
من:بابا تو هنوز بچه ای ! تو چیز ترمی ! نمی فهمی ! بهم اعتماد کن !
سال پایینی:بافت عملی چطور؟
حسین:آها ! 1 وقت غیبت نکنی ! مثل من همه ی جلسات رو برو و خوب از همه ی لام ها عکس بگیر ! خیلی مفیده ! موقع امتحان بدردت می خوره !
سال پایینی:آقای صادقی مگه شما بافت عملی رو چند شدین که این حرف رو می زنین؟
حسین:به تو چه که من چند شدم ! سینا به این پسره 1 چیزی میگما ! خیلی روش رو زیاد کرده ! مگه می خوای اعزامت کنم ارتش؟
سال پایینی: من که چیزی نگفتم ! ببخشید ! واقعا شما پارسال چطوری این کلاسای عملی رو تحمل می کردین ؟ خیلی خسته کنندست !
پارسا:خسته کننده ؟ مگه شما تو کلاستون بهداشتکار ندارین ؟
سال پایینی:بهداشتکار دیگه چیه؟
پارسا:ای بابا بهداشتکار دیگه ! همونایی که محلی حرف می زنن ! و 405 دارن دیگه ! یادت باشه عمران رو 1 روز بهت نشون بدم !
سال پایینی:حتما آدمای جالبین ! وا3 امتحان عملی سر و گردن از رو چی بخونم؟
محمد:ببین 1 cd جسد مال بچه های پزشکی 85 هست که بهت میدم فقط اونو یاد بگیر ! چیز دیگه نخونی 1 وقت ! فقط از جسد سوال می آد !
سال پایینی:ادبیات چطور ؟
محمد:وای نگو که وقتی اسمش می آد تنم می لرزه !
سال پایینی: چرا؟
محمد :بیچارت می کنه ادبیات ! اگه از من می شنوی طول ترم فقط ادبیات بخون ! فرجه هم فقط و فقط ادبیات بخون تا بتونی حداکثر ۱۰ - ۱۲ بشی ! ۱ وقت چیز دیگه نخونی؟!
سال پایینی:چه بد ! شما جزوه بیوشیمی دارین؟
من: جزوه ؟ باز از اون حرفا زدی ! مگه تو کلاستون دختر ندارین؟
سال پایینی: چرا داریم !
من:پس دیگه مشکل چیه ؟
سال پایینی:ما هم ۲ ماه اول از اونا جزوه می گرفتیم . ولی بعد ۲ ماه بعضی از پسرای خود شیرین کلاسمون گروه جزوه تشکیل دادن و میگن که همه باید جزوه بنویسن !
من:جدی؟ حیف شد ! ولی 1 وقت گولشون رو نخوری عضو گروه جزوه بشی ؟ سریع انصراف بده ! خودم جزوه های ترم 1مون رو که نوشتم بهت میدم !
سال پایینی:وای شما چقدر مهربونین ! 1 سوال بپرسم بین خودمون می مونه ؟
من:آره آره بگو !
سال پایینی:این نمایندمون خیلی چیزه ! می خوام عوضش کنیم ! خودم می خوام نماینده بشم ! ولی..
من:ولی چی ؟
سال پایینی :آخه خیلی کم هستیم ! همه طرف اونن !
من:چند نفر هستین حالا ؟
سال پایینی:4-5 !
من:اه ! 4 – 5 نفر؟ خیلی هم زیادین ! ما که 2 نفر بیشتر نبودیم ! بگذریم..... ؟!
سال پایینی: حالا چکار کنیم ؟
من:1 راه بلدم ! ولی نمیدونم می تونی از عهدش بر بیای یا نه ؟! کودتا !
سال پایینی: کودتا؟ میشه بیشتر توضیح بدین؟
من:گوشت رو بیار جلو ببینم !
سانسور...!
سانسور....... !
حالا نماینده شدم.چیکار باید بکنم ؟
پارسا:ببین کوچولو 1 نصیحت بهت می کنم به گوشت بسپار ! اول از همه سعی کن خودت رو منطقی نشون بدی .به حرف دخترا هم فقط گوش بده ! ولی هیچ کدوم رو انجام نده ! 1 گوشت در باشه و اون یکی دروازه ! فقط اون چیزایی که به نفع خودته رو انجام بده !
محمد:راستی کوچولو تو گوشیت آهنگ جدید چی داری برام بفرستی؟
سال پایینی:یگانه ! داریوش ! گوگوش ! ابی....
محمد:چی؟ این مزخرفات چیه گوش میدی؟ یعنی می خوای بگی تو گوشیت zed bazi نداری؟
سال پایینی:آخه آقای حبیب نژاد آهنگ های zbazi مشکل دارن !
محمد:بابات مشکل داره فلان فلان شده ! آخرین بارت باشه در مورده گروهم این طوری صحبت می کنی ! بلوتوثت رو روشن کن ببینم !
سال پایینی:( سال پایینی در حالی که داره می لرزه ) چعـــــــشب !
محمد:امروز 2 تا آهنگ تابستون کوتاهه و بی حس zbazi رو برات می فرستم ! فردا باید این آهنگ ها رو حفظ کنی و بهم تحویل بدی !
سال پایینی:ممنون بابت راهنمایی هاتون ! من دیگه باید برم ! کلاسم داره شروع میشه !
حسین:این ساعت چی داری؟
سال پایینی:بیو شیمی قوجق !
حسین:خب وایسا بذار بلوتوث تموم بشه بعد برو !
سال پایینی:نه آخه غیبت می خورم ! درسم حذف میشه !
حسین:بابا من به چه زبونی بهت بگم آخه ! سینا تو بهش بگو ما غیبتامون ساعت اشرف پور و نیکزاد 2 رقمی شده بود ! عزیز من جرات ندارن حذف کنن ! چرا نمی فهمی؟
سال پایینی: آخه.... آخه....!
حسین:تا اون روم بالا نیومد برو دیگه ! بدو برو کوچولو !
سال پایینی: پس خداحافظ ! ممنون !
و باز هم با ترین هایی دیگر خدمت رسیدیم ! امیدوارم کاهش تعداد ترین ها در این قسمت به جذاب تر شدن این بخش کمک کنه !
در ترین های ۴ سعی کردم فقط خصوصیات مثبت انتخاب بشن تا مشکلی بوجود نیاد !
این شما و این هم ترین های ۴ !!
۱-با معرفت ترین !
۲- با جنبه ترین:
۳-فداکارترین !
۴-محبوب ترین !
۵-با شخصیت ترین !
۶-بی خیال ترین !
۷-پایه ترین
:
منتظر نظرات سبزتون هستیم ! ![]()
بی معطلی میریم سر اصل مطلب٬یکی از مهمترین تغییراتی که توی وضعیت رشته های دانشگاهی امسال پدید اومده ٬به وجود اومدن رشته ی دندونپزشکی ساری از نیمسال دومه و باخبر شدیم که این دانشگاه قراره از ورودی بهمن تعداد ۲۰ نفر دانشجوی رشته ی دندانپزشکی بپذیره. ![]()
با این حساب الان دوره ی ۳ماهه ی اول بارداری این دانشگاه هم تموم شده و تا ۶ ماه دیگه دانشگاه ساری سومین فرزندش رو هم در آغوش میگیره و با این وضعیت میتونه احساس لطیف مادر بودن رو حس کنه.از اونجایی که این دانشگاه با صرف امکانات و هزینه ی گزاف در حال شاخ شدنه و کک مسئولین دانشگاه ما هم از این قضیه نگزیده بنده به عنوان یک دانشجو شدیدا احساس خطر کردم!!!![]()
اینکه رتبه ی علوم پایه ی پزشکی این دانشگاه برای اولین بار در تاریخ بشر نسبت به دانشگاه بابل بهتر شده٬اینکه امکانات خیلی بهتری نسبت به ما دارن٬اینکه در اونجا به مسائل پیش پا افتاده ای مثل نوع پوشش دانشجوها گیر نمیدن٬اینکه بودجه های دانشگاهشون رو صرف ساخت بیت المقدس نمیکنن.
وضعیت دانشجوها هم اونجا طوریه که اثری از وبلاگ های دانشجویی بین اونها دیده نمیشه و به جاش چت در میون اونها از رونق فراوانی برخورداره!!![]()
بدتر از همه داوطلبان کنکور امسال بودن که بین پزشکی بابل و ساری بدون تردید پزشکی ساری رو انتخاب می کردن و واسه خودشون دلایل متعددی داشتن!!!از قبیل اینکه ساری به آستین کوتاه گیر نمیدن٬ساری امکاناتش بهتره٬سقف دانشگاه بابل حلبیه!!!میگن استادای بابل محلی حرف میزنن!!!دانشگاه بابل ۱ طبقه هستش و ........چرا در گنجه بازه و چرا دم خر درازه!!![]()
به هر حال به نظر میرسه نقطه ی قوت دانشگاه ما نسبت به ساری در حال حاضر دانشکده ی دندانپزشکی باشه که اون هم با این وضعیت تا چند سال دیگه مثل پزشکی از ساری عقب میفته!!!![]()
تاریخچه و آماری کوتاه از دانشگاه ساری:
دانشگاه ساری در سال ۵۴ فقط یه آموزشگاه عالی مامایی بوده و در سال ۶۷ به دانشکده پرستاری مامایی نسیبه ساری ارتقا یافت!!(درست زمانی که دانشگاه ما در اوج شکوه و عظمت خودش بود!!!
)
افتتاح دانشکده پزشکی این دانشگاه هم در همین سال ۶۷ بوده در حالی که بابلی ها ۳ سال زودتر روبان دانشکده ی پزشکیشون رو با قیچی بریدن!!!
تعداد دانشجویان فعلی این دانشگاه ۲۸۲۷نفره که قراره تا ۶ ماه دیگه به ۲۸۴۷ نفر برسه!!!
تعداد اعضای هیئت علمی این دانشگاه هم ۱۰ تا از بابل بیشتره و در نتیجه از توان علمی بیشتری برخورداره.![]()
![]()
![]()
و در آخر هم دوباره احساس خطر خود رو از شاخ شدن این دانشگاه اعلام می کنم!!حالا وافعا مرغ همسایه غازه؟؟؟
برای دیدن عکس هایی از دانشگاه علوم پزشکی ساری به ادامه ی مطلب برید و خودتون مقایسه کنید ![]()
ترین ها این هفته در وبلاگ![]()
ادامه مطلب...
بالاخره نتایج اولیه ی کنکور۸۸ هم اومد و سال پایینی ها مشغول انتخاب رشته هستن.همون جور که در جریان هستین درصد بومی گرایی در کنکور ٬۸۸ ۲۰٪ کاهش پیدا کرده و تغییرات دیگه ای هم در نوع پذیرش و سهمیه ها به وجود اومده و حتی چند رشته ی جدید هم به رشته های دانشگاهی اضافه شده.ما اینجا با ذکر چند نمونه انتخاب رشته شما رو نسبت به این تغییرات آگاه می کنیم.
![]()
این فرم انتخاب رشته ی یک داوطلب کنکوره که از سایت سازمان سنجش سرقت شده!!!به نظرتون فرد مذکور در چه رشته ای قبول میشه؟؟؟؟
۱ـ پزشکی تهران ۲ـ پزشکی شهید بهشتی ۳ـ انتقال آمار بابل(۱۰۰٪ سهمیه ی پذیرش دختر دارد)شایان ذکر است کلاس های این رشته در دانشکده ی پزشکی برگزار می شود
۴ـ مهندسی وبلاگ قائم شهر
۵ـ دندانپزشکی ایران!!! ۶ـ فناوری اطلاعات و انتقال اس ام اس گرگان شاخه ی ساری گرایش آمل(این رشته ۱۰۰٪ بومی سازی صورت می کیرد) ۷ـ از آمل تعریف کنی آمل
۸ـ مدیریت موقت گروه جزوه ی گرگان(کاردانی به کارشناسی ناپیوسته)
۹ـ آموزش مادر سلامی بابل(۱۰۰٪ پذیرش دختر بوده و داوطلبان در شرایط سخت و تحت آموزش های کامل نظامی جاسوسی قرار می گیرند)
۱۰ـ جیرجیرک شناسی بابل
۱۱ـ آموزش آشپزی نور آباد ممسنی(بازار کار آن محدود به سلف دانشگاه بابل است٬فارع التحصیلان باید حتما دارای سبیل بوده و واحدهایی مثل آموزش تخصصی کار با دیگ های بزرگ و واحد گند آوردن غذاها را بگذرانند)
۱۲ـ ویرایش نظر اردبیل ۱۳ـ مهندسی windows وبلاگ اردبیل گرایش در و پنجره سازی ۱۴ـ آموزش کارگری(شاخه ی بیت المقدس سازی بابل) شایان ذکر است پس از پایان دوره ی فوق تخصصی این رشته فرد فارغ التحصیل به حمالی برای ساخت مسجد مشغول می شود.
۱۵ـمهندسی باغبانی و جنگلداری و فضای سبز وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بابل
۱۶ـ الهیات و فقه اسلامی و گفت و گو با روحانیون آستارا ۱۷ـ شب تا صبح٬صبح تا شب درس خوانی تبریز ۱۸- مهندسی چرتکه های کامپیوتر نما(در پایان این دوره ی مادر تخصصی٬فرد در سایت دانشگاه بابل مشغول کار میشود)
۱۹-مهندسی مکانیک تیلر ۲۰- گفتار درمانی نظرات وبلاگ(مخصوص رتبه های زیر ۳۰۰ کنکور سراسری می باشد) ۲۱- مدیریت دانلود رشت ۲۲- میکانیکی دانشگاه بابل![]()
۲۳- نورو آناتومی بساب ولز!!! ۲۴- فیزیولوژی تهران!!(فرد مذکور پس از فارغ التحصیل شدن استاد دانشگاه شده و دارای چشمان عسلی!!! و دست های کاسه ای هنگام تدریس میباشد!!!)
................................
................................
................................
۹۲ـ زد بازی سازی نور(مهراد هیدن ٬ سهراب ام جی ٬ سامان ویلسون ٬ سیجل٬ علیرضا جی جی )
۹۳- ناپلئونی واحد پاس کنی نکا(نیمه حضوری)
۹۴ـ چرت زنی در کلاس بهشهر
۹۵- جزوه نویسی ساری گرایش آمل
96- نگهداری از سالمندان نور
۹۷-طراحی مدل مو و لباس قائم شهر گرایشD &G ٬ louis vuitton , diesel
۹۸- نظر جعلی دهی قائم شهر
۹۹- آموزش خنثی سازی بمب بابل
۱۰۰- خس و خاشاک سازی قائم شهر
تو این پست خیلی از حرف هایی که می گفتم رو به صورت تصویری به شما نشون میدم
...عکس هایی که میبینید تنها گوشه هایی از محل تحصیل و کسب علم ماست.قراره ما رو چند سال دیگه و بعد از خارج شدن از این محل٬دکتر صدا بزنن.در واقع این عکس هایی از همون سالادیه که چندوقت پیش با هم در بخش آموزش آشپزی درست کردیم!!!
لطفا بعد از دیدن این عکس ها یک عدد فاتحه برای تمامی سخت کوشان راه تحصیل علم و دانش نثار کنین.
بدون اتلاف وقت میرم سراغ اصل مطلب یعنی اعلام نتایج نظر سنجی محبوب ترین استاد ترم ۲ !
*از همه ی دوستانی که در این نظر سنجی شرکت کردن تشکر می کنم ! مخصوصا از کسانی که فقط ۱ بار رای دادن !
*تعداد کل نظرات داده شده هم دقیقا ۱۰۰ رای که در بازه ی زمانی ۱۷ تیر تا امروز یعنی ۷ مرداد داده شد یعنی طی حدود ۳ هفته !
اینم نتایج کامل نظرسنجی :
۱-دکتر اشرف پور : ۶۹ رای
۲-خانم دکتر برقی:۲ رای
۳-حاج آقا رضایی : ۱رای ( راستی نمره های تاریخ چی شد بالاخره ؟)
۴-خانم دکتر شهابی : ۱۶ رای
۵-آقای صابریان : ۰ رای !!
۶-دکتر غفاری: ۱ رای !
۷-دکتر منفرد : ۲رای
۸-دکتر نوروزیان : ۲رای !
۹- حاج آقا نیکزاد :۷ رای !
و طبق پیش بینی هایی که از قبل شده بود جناب آقای دکتر اشرف پور یکی از اساتید محترم درس فیزیولوژی با ۶۹ ٪ کل آرا به عنوان محبوب ترین استاد ترم ۲ انتخاب شد ! جا داره همین جا از طرف خودمون به ایشون تبریک بگیم که تونستن محبوب دل بچه های کلاس بشن !
*و فکر می کنم عمده ترین دلیل محبوبیت دکتر اشرف پور بین بچه ها به خاطر جدی نگرفتن حضور و غیاب در کلاس بود !
*از نکات جالب این نظر سنجی هم میشه به تعداد آرای جناب آقای صابریان کارشناس محترم درس فیزیو عملی اشاره کرد که بدون حتی ۱ رای٬ رکوردی جاودانه رو در تاریخ به ثبت رسوندن ! و نشون دادن محبوبیتش بین بچه ها حتی از جناب آقای رسول پور هم کمتره ! ( فکر کنم رسول پور ۱ رای آورده بود ! )
سلام به همه دوستان عزیز !![]()
واقعا درکتون می کنم که دارین از آهنگ جدید وب نهایت لذت رو می برین و برای عمیق تر شدن لذتتون قصد دارم این شاهکار عرصه ی موسیقی رو مورد آنالیز دقیقی قرار بدم !
Artist:sasy mankan&alishmass&ashkan spiin
Meloudy&text: sasy mankan
Arrangment:amir masoud
قالب شعر : ترکیب بند یا ترجیع بند (دقیقا یادم نیست کدومه؟)
**این قالب شعری به این صورت که بند( موشولینا کجان ! دنبال دامن کوتاهن ! کاری نکنین که مجبور شم بگم: موشولینا کوشن بیا ! 6و8 این کیا !؟؟ ) به صورت تکراری در بین قطعات قرار می گیره و این قالب شعری رو بوجود می آره !
میرم دم جا لباسیمو و لباسامو می پوشم ! کجا رفتن بگو کجا موندن بگو موشولینا کوشن !
*موشولینا:نماد معشوق حقیقین (همون پروانه و شمع ! )
نکته ی خاص دیگه ای نداره !
بپوش لباسای آبیتو من آبی نمی پوشم !
*نکته ی مهم این مصرع اینه "من آبی نمی پوشم "
که 1 دلیل ممکنه داشته باشه : و اون اینکه طرف مقابل طرفداره استقلاله ولی ساسی پرسپولیسیه برای همین میگه من آبی نمی پوشم !
من 1 اختراع 6 و 8 ایم که ورژن بالاترم رو نمی فروشم !
*برخی از کارشناس ها معتقدن هدف از 6 و 8 خود ساسیه ! و منظورش این که متولد سال 68 هست !
ولی فکر کنم منظورش سبک و ریتم 6و8 هست که 1 نوع سبک dance مثل چهار چهارم و.......... !
تو که ویزا نداشتی چرا کرواسی بردنت؟
*تو این مصرع ساسی از تبعیض های موجود در جامعه می ناله ! که چرا موشولینا بدون ویزا می تونن برن کرواسی ولی بقیه نه !؟
مرده شورتو ببرن با این ساسی گفتنت !!
*در این مصرع هم شاعر با توهین واضح به این شخص از سبک بسیار ظریف رجز خونی که مدت ها پیش در اشعار مولانا هم دیده می شد استفاده کرده !
آخه جای واکسن روی .... ! دکمه هات هم که دم به دیقه بازن !
*ساسی از این متعجبه که که مگه میشه جای واکسن روی ....باشه ؟ آخه معمولا روی بازوست !
سلام ساسی خوبی من فرنوشم ! ففــــــــ.... نمی دونی موشولینا کوشن ؟؟
*این جا فرنوش می خواد با گفتن این کلمات دلبرانه ساسی رو تحت تاثیرش قرار بده ! ولی ساسی با گفتن جمله ی "ف..ف نمی دونی موشولینا کوشن؟" بهش می فهمونه که عشق من فقط موشولست و بس !؟
موشی سیا میا شدی تو که سیا میا نبودی موشی کجا رفتی سمت عربستان سعودی !؟
*تو این بیت ساسی از سیاه بودن موشولینا تعجب می کنه و این حرفا رو بهشون می زنه !
تو بودی که منو فس کردی بعد لباتو پروتز کردی !
**لب مجاز از دندونه !
بگو بینم حال میده ول گردی دافی پاک کن اون شماره که save کردی؟
*ساسی منظورش اینه: موشولینا جان تو دیگه الان شوهر داری و نباید توی خیابون ها ولگردی کنی ! این کار ها در شان تو نیست !
موشولینا کجان دنباله دامن کوتاهن کاری نکنین که مجبور شم بگم موشولینا کوشن ! وای !موشولینا کوشن بیا ! 6و8 این کیا ؟!
*ساسی از دست موشولش می ناله و میگه که این فقط دنباله قرتی بازیه ! و عاجزانه از موشول می خواد که کاری نکنه که هر روز تو کوچه و خیابون دنبالش بگرده ! و بگه: موشولینا کوشن !!
**در همین لحظه ساسی خسته میشه و به رفیقش یعنی ashkan spiin میگه: اسپین بیا !
*یعنی بقیه رو تو ادامه بده ! چون خودش بغض کرده و دیگه نمی تونه بخونه ! خدا بگم چیکار کنه این موشولینا ها رو !!
گوش کن دختر خانم 68 ای : !! تو که رفتی چرا دوباره برگشتی؟ دیدی طرف ما فراوون مایست و اشکان هم که همه جوره پایستو !
*اشکان میگه که دختر خانم این رسمش نیست که هر وقت خواستی بذاری بری و هر وقت دیدی دور و بر ما پول و پله هست برگردی !** این بیت به نفی پول پرستی اشاره داره !
واسه باری منو دیدی و تو عشق کردی ! خانم واسه جلب توجه که مش کردی !؟ انقدر راه نرو و تو همه چی دخالت کن ! خانم برو حجابت رو رعایت کن !
*این موشولینا وقتی بار اول اشکان رو میبینه دامنش از دست میره ! برای همین موهاش رو مش می کنه تا تو نظر اشکان زیبا جلوه کنه ! ولی دریغ از اینکه نمی دونسته اشکان فقط به زیبایی های باطنی اهمیت میده نه به این چیزا !
تو حمیرا دوست داری و من عاشق صدای گوگوشم ! می خوام برم به مایکل جکسون آهنگ های بندری بفروشم ! چرا شنبه ها و یکشنبه ها منو می بره میگه که جوجوشم ؟!
**این ابیات که موقوف المعانی هم هستن بیشتر راجع به عدم تفاهم بین اوناست !
پسر عموی ناتنیه پدرت قراره بیاد خونتون بهت انگلیسی یاد بده ! ۱ لطفی کن و تو انگلیسی نشو و تو به ما این تریپی فاز بده !
*اشکان انگار فهمیده بود که موشول با پسر عموی ناتنیه پدرش رابطه داشته به خاطر همین این حرفا رو زد ! فکر می کرد موشولینا بهش خیانت کرده !
**در همین لحظه بغض اشکان هم می ترکه و بقیه رو میسپره به علی ! علی هم می گه :
چرا دخیه فکر می کنه که پدیدستو !
موشول میگه : دوست دارم علیشمس رو !
بعد ساسی در ۱ جواب دندون شکن میگه : علی ول کن این که ..... ! اسمش موشول نی منیژستو !
تو همین لحظه حرص موشول در می آد و به علی میگه :
بابا این ساسیه چقده الافه ؟؟
یکی از زیبا ترین و در عین حال پر آرایه ترین ابیات این شعر همین بیته که ساسیمون در جواب این دختره ی پر رو میگه :
چرا؟ چون که ندارم سانتافه ؟ یا پرورش ندادم زرافه ؟
مهم ترین آرایه ی این بیت حسن تعلیله ! چون دلیل غیر واقعی و شاعرانه ای برای الاف بودن خودش آورده ! و همچنین تو این بیت اسلوب معادله ی ظریفی بکار رفته !
موشول میگه : فکر می کنه محسن مخملبافه !
ساسی در لباس نصیحت ظاهر میشه: مهدی و علیش و من و اکبر و آقای دکترمهرپرور توصیه می کنیم که بخورین وول کمتر !
موشول شدید کم می آره میگه : آقاپسر میشه برین اون ور تر ؟ من اصلا حرفاتو گوش نمی دم تو باز میگی؟!
ساسی: : چه صدای خوبی داری !
موشول ملتمسانه میگه:جون من راس میگی ساسی ! ساسی !صدام خوبه ؟؟
**برای مشاهده ی عکس هایی زیبا از داداش ساسی با گروهش به ادامه ی مطلب برین !
ادامه مطلب...
با بسته ی جدید آیا می دانید اومدم.درکم کنین.آخه دانشگاه تعطیله و مطالب هم محدوده!!خلاصه امیدوارم بخونید و حضش رو ببرید!!!![]()
آیا می دانید در اولین جلسه ی کار با جسد در ترم اول ۹۰٪ دخترای کلاس با وسایل و ترفند های مختلف از غش و ضعف کردن٬سکته کردن٬بو کردن و دست زدن و نگاه کردن به تیمورخان(جسد دانشگاه) خودداری می کردند.
آیا می دانید مرحوم مغیثی٬بهداشتکار فقید کلاس٬بعد از فوت نابهنگام خود٬بدون دادن امتحان و یا ارائه ی تحقیق نیم نمره در درس ژنتیک دریافت کرد.جالبه روی برد دانشکده هم نوشته شده.. ایشون مصداق بارز حضور داره ولی ظهور نداره هستن.به هر حال معلوم شد از راه های غیبی هم میشه نمره گرفت. روحش شاد و یادش گرامی باد![]()
آیا می دانید یکی از دانشجویان به جای تحقیق قارچ شناسی CD اّهنگ به استاد تحویل داده که این امر موجبات خشم و غضب استاد را فراهم آورده است.
آیا می دانید یکی از دختران کلاس بر خلاف ظاهر خود در دانشگاه٬با حجاب کامل اسلامی و با چادر در شهر بابل دیده شده است!!!
خاطر نشان می کنم این اتفاق سبب روده بر شدن شاهدان عینی شد.
آیا می دانید زمین چمن دانشگاه به یکی از مدرسه های فوتبال بابل اجاره داده شده و به همین مناسبت!!بچه های قد و نیم قد با شرت ورزشی و بی شرت ورزشی و.... در دانشگاه دیده می شوند.![]()
آیا می دانید اخیرا دعوای شدید بین دو کارگر بیت المقدس با وساطت و میانجیگری حراست دانشگاه ختم بخیر شد.
آیا می دانید هفته ی قبل لاستیک اتومبیل یکی از اساتید در دانشگاه پنچر شده و وی قادر به پنچر گیری از اتومبیل خود نبوده است!!
آیا می دانید تعداد زیادی از دانشجویان ورودی ۸۷(علی رغم داشتن رتبه ی درپیت در کنکور) سال گذشته در اجتماعات معترضان به سازمان سنجش در تهران حضور داشتند.
آیا می دانید ۶۷٪ دانشجویان پسر سال بالایی قبل از امتحانات ترم و برای کاهش اضطراب در دستشویی مشغول استعمال دخانیات رویت شده اند.گلاب به روتون اینقدر جا کم بود که ۲تا ۲تا یا ۳ تا ۳تا تو یه توالت دیده می شدند!!!
آیا می دانید موهای یکی از دانشجویان کلاس در فاصله ی بین ترم ۱و ۲ به طرز مرموزی سفید شده بود!!!
آیا می دانید چند هفته قبل یکی از همکلاسی ها با اشتیاق فراوان به مصاحبه با یکی از رسانه های بیگانه تن داد.از فاش کردن نامشون جدا معذوریم.
سلام به همه ! ![]()
راستش ترین های ۳ مون با انتخابات ریاست جمهوری !! برخورد داشت و دیگه وقت نشد نتایجش رو اعلام کنیم ! پس بدون مقدمه می ریم سراغ اصل مطلب !!
اینم نتایج ترین های 3 ( بدون تعارف ) !
بانفوذ ترین :
خانم حاجیان !![]()
سن بالاترین :
بی خیال این قسمت بشیم بهتره ! چون بعضی ها گفتن که اگر نتایج این بخش تو وب قرار بگیره دیگه نه من نه اون !پس این جوری بهتره !![]()
سن پایین ترین:
پارسا ٬حسین٬ من + خانم موتمن ! لطف کردین !![]()
میر حسینی ترین:
حسین صادقی به همراه خانم های ساروی بیشترین رای رو آوردن !![]()
احمدی نژادی ترین:
محمد حبیب نژاد ( واقعا چرا ؟ ) !!!!! – خانم فقانی !![]()
Sms باز ترین :
پارسا براری + خانم حاجیان ! حالا رکوردتون چند تا sms در روزه ؟!![]()
Miss call باز ترین :
بیشتر نظرات این بود : خیلیا ! (ولی رای بیشتر مال محمد حبیب نژاد و حسین صادقی و خانم باقریان بود ! )![]()
دروغ گو ترین :
بازم بی خیال ! دنبال شر نیستم !![]()
بد خط ترین:
سیامک نعمتی – خانم فتاحی و دکتر برقی !![]()
خوش خط ترین:
رضا بیرق – خانم تقوایی ![]()
پرحاشیه ترین :
خانم باقریان![]()
ترین های 4 هم 2 -3 هفته ی دیگه تو وب قرار می گیره ! به نظرتون" ترین های" مسابقه ی بعدی چیا باشه ؟
امروز با آموزش آشپزی اومدم و میخوام طرز تهیه ی یه غذای خوشمزه رو بهتون یاد بدم.آشپزی یک هنره که هم واسه پسرا و هم واسه دخترا یاد گرفتنش ضروریه!!!چون میدونم تا حالا به خودتون زحمت درست کردن یه نیمرو رو هم ندادین٬برای شروع پیشبندهاتون رو ببندین!!اسم این آشپزخونه ای که من توش وایستادم ایرانه!!! امروز میخوام با کمک ۲ تا از دوستانم به نام های دولت
و سازمان سنجش
٬طرز تهیه ی یه سالاد خوشمزه رو به شما آموزش بدم.
البته نباید نقش شورای انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی رو هم در پخت این غذای خوشمزه نادیده گرفت.
اسم این سالاد خوشمزه٬سالاد دانشگاه بابله و بعد از شامی بابلی٬دومین غذای مشهور و سنتی این شهر محسوب میشه.![]()
مواد لازم برای تهیه ی سالاد دانشگاه بابل:
جنگل(حداقل ۵٬۴ هکتار)٬اره موتوری برای رنده کردن جنگل های اضافی٬کاخ های مخروبه دوره ی طاغوت(۳عدد)٬یه عده کارمند و استاد بی خاصیت(به مقدار لازم)٬دانشجوهای با انگیزه و بدون سهمیه
(دو پیمانه)٬تجهیزات و امکانات مجهز(به مقدار دلخواه)٬عصاره ی مادرسلام گانیلابلانکا(چهل پنجاه عدد)٬آبکش حراست برای الک کردن دانشجوها!!٬باغبون و تیلر و قورباغه و جیرجیرک رو هم دوستان کدبانو میتونن به دلخواه خودشون اضافه کنن![]()
طرز تهیه ی سالاد دانشگاه علوم پزشکی بابل:
ابتدا یه چند هکتار جنگل رو توی زمین میکاریم!!حالا با اره موتوری یه مقدار از جنگل ها رو میبریم!! حالا کاخ های دوره ی طاغوت رو برای مدت ۴۰٬۳۰ سال توی جنگل میخوابونیم تا خوب با هم مخلوط بشن!!
استادا و کارمندای درجه ۱ و تر و تازه رو که دیروز از جمعه بازار خریدیم(حتما باید از جمعه بازار بخرین چون تعطیلن)
با همدیگه توی ظرف میریزیم و میزاریم تا خوب هم بیاد!!
در مرحله بعد با آبکش حراست٬دانشجوها رو الک میکنیم!!دقت کنین دهن دانشجوها باید قبلا توی کنکور ....شده باشه و از آبکش سازمان سنجش گذشته باشن.اما یه مقدار اسیر و جانباز و مفقود الاثر ۸سال دفاع مقدس داشتیم که با یه سری افراد هیئت علمی تو فریزر گذاشته بودیم!!اونا رو از فریزر در میاریم و بچه هاشون رو به مقدار زیاد با دانشجوها قاطی میکنیم.حالا با وردنه خوب با سرنوشت داوطلبان کنکور بازی میکنیم
پودر بومی گرایی رو به این مخلوط اضافه میکنیم.این پودر رو از فروشگاه های شورای انقلاب فرهنگی و دولت باید خریداری کنین.
در مرحله ی بعد تجهیزات فوق مدرن مثل میکروسکوپ متعلق به کارل لینه!!و لام های جدید و عالی و کلاس های با آخرین امکانات رو با هم اضافه میکنیم و خوب سالاد رو تو این مرحله هم میزنیم
دیگه تقریبا سالادمون آماده شده.
برای تهیه ی سس سالاد از عصاره ی مادر سلام و حراست گانیلابلانکا استفاده میکنیم.این عصاره این خاصیت رو داره که باعث میشه تا دانشجوهای پسر و دختر توی سالاد زیاد آزاد نباشن و باعث خوشمزه تر شدن سالاد میشه!!
یه مقدار ماست هم برای ماست مالی کل سالاد اضافه میکنیم!!!
کدبانوها و کد آقاهای عزیز سالاد ما دیگه تقریبا آماده شده.حالا اونجوری که دوست دارین میتونین روی سالاد رو با باغبون و تیلر و تراکتور و مسجد و.....تزیین کنین تا خوشمزه تر به نظر بیاد.اگر تابستون این غذا رو درست میکنین میتونین بهش جیرجیرک اضافه کنین تا وقتی زیر زبون میگیرین صدای جیرجیرک بده!!!اگر هم که توی زمستون درست میکنین میتونین بهش یه مقدار قورباغه اضافه کنین!!!![]()
امیدوارم این غذای آسون و خوشمزه رو توی خونه درست کنین و از خوردنش لذت ببرین.تا برنامه ی بعد و آموزش یه غذای خوشمزه ی دیگه به امید دیدار
!!خدا نگهدار![]()
جزئیات بیش تر از بمب گذاری در دانشگاه در ادامه مطلب!!!
ادامه مطلب...
سلام به همه ی دوستان گلم !![]()
حقیقت امر اینه که ما تا کمتر از 2 ماه دیگه سال بالایی می شیم و الگویی برای ورودی های 88 ( واقعا چه الگوهایی !!) ! پس تا جایی که ممکنه باید از انجام برخی کارها که مختص سال اولی هاست و ما هم تا دلتون بخواد تو سال اول انجامش دادیم دست بکشیم !
من تا جایی که حافظه ام یاری کرد !! عظیم ترین سوتی ها و کارهای وحشتناک این 2 ترم که از دوستان سر زده رو می نویسم تا عزیزان با خوندن این پست از انجام دوباره ی این کارها خودداری کنند !
خب روزهای اول ترم 1 رو که همه یادتونه ! مخصوصا 4شنبه ها ! که با دودر کردن دکتر فارسی همش الافی داشتیم ! و برخی دوستان هم که حوصلشون سر رفته بود با آهنگ بسیار خشن و active از گروه Z bazi در حال انجام حرکات موزون بودن که یکی از خواهر های گرامی با باز کردن در کلاس٬ همشون (ببخشید هممون) رو شرمنده کرد !
دیده شده دوستی بسیار عزیز در روزهای ابتدایی افتتاح سایت٬ بعد از 30 دقیقه کار با سیستم با لحنی بسیار جدی از خانوم مسئول سایت می پرسه: station شماره 8 بودم ! حسابم چقدر میشه؟؟ مسئول سایت:" اول فقط خنده و بعد تکون دادن سر به نشانه ی تاسف ! "
یا وقتی که استاد سلطان پور وارد کلاس میشن و با 1 " بساب" گنده روی تخته مواجه میشه و دوستان ردیف اول هم می زنن زیر خنده و دکتر می فهمه ولی به روی خودش نمی آره !
بعد از اتمام امتحان نورو عملی یکی از دوستان که اعصابش واقعا از گیرای بی خودی خانم فرجی خرد شده بود ٬بهش میگه :" شانس آوردی شوهرت اینجاست وگرنه حالیت میکردم!!! "
در جلسه ی آخر تاریخ امامت٬ پسرای غیور دنت 87 جای دخترای غائب کلاس هم حاضر زدن !! از نکات جالب این کار این بود که استاد بیچاره می گفت : پسر من مگه ....... اسم دختر نیست ؟ پس چرا تو دستت رو بلند می کنی؟
و دوستمون جواب داد :" آخه کجا ....... اسم دختره؟ نفرمایید حاج آقا ! "و حاج آقا هم باور می کرد و حاضر میزد !
نقشه ای بسیار شوم از طرف 5 نفر از آقایون برای خراب کردن کنفرانس جنین یکی از خواهر ها به خاطر تلافی برخی مسائل ! به طوری که هر 30 ثانیه یکی از آقایون وارد کلاس می شد و در رو محکم می بست و تا نفر اول ننشسته بود٬ نفر بعد وارد می شد و همین طور نفرات بعدی ! که خواهرمون هر بار می فرمود :" لطفا در رو باز بذارین ! " ولی باز در با شدت بسیار بیشتری بسته می شد ! که سرانجام با دخالت دکتر فارسی و بوجود اومدن دلخوری هایی این قضیه ختم به خیر شد !
و یا درگیری و دهن به دهن شدن یکی از دوستان با جمعی از مامان سلاما ! که برادرمون به یکی از اونا گفت : تو کار و زندگی نداری ؟ برو خونه ناهار شوهرت رو آماده کن دیگه ....!
شکوندن تعداد زیادی از لام های بافت عملی توسط آقایون غافل از اینکه لام های امتحانی جدا از این لام ها بودن !!
حالا اینکه کسی سر 1 شرط بندی ساده و کم نیاوردن مقابل دوستانش در آزمایشگاه بافت خیلی جدی به خانم فیضی بگه : " ببخشید فریده خانم ! نگین جان چطورن ؟؟!! " دیگه به ما ربطی نداره !
دوستانی گرامی در تحقیق قارچ شناسی که در مورد یک بیماری قارچی عجیب و غریب بود عکس قارچ مورد نظر رو نتونستن پیدا کنن و از عکس های تابلو قارچ Aspergillos استفاده کردن ! دکتر سفیدگر هم نامردی نکرد و دوستان رو در حد تیم ملی ضایع کرد ! و جنجالی به پا شد !
یا یکی از هم کلاسیامون در آخرین جلسه بافت عملی به خانم فیضی میگه : من تازه هفته ی پیش فهمیدم شریان همون سرخرگه تا حالا فکر می کردم 1 جور عصبه !
خانم فیضی و سایر دوستان و حتی آقای جعفری :: خنده در حد ...! (چی بگم آخه ؟ )
از کلاس های آناتومی عملی نگم بهتره !!
فقط به چند نمونه از توضیحات بهداشتکار عزیزمون( که البته در قید حیات هستن ) در حضور دکتر پور قاسم توجه کنید خودتون به عظمت کار پی ببرین !
*به زبون مازندرانی بخونین !!
"و شونه عضله ی دیگاستریک وسه ! "
"اینتا این وری شونه وره دور زنه چسبنه به ماستوئید وسه ! "
"آقای دکتر ندونی ونه عصب از کجه شروع بونه ؟! "
یا بعد از توضیحات مکرر و 3 – 4 باره ی دوستان و استاد پور قاسم بهداشتکار عزیزمون
می گفت: اسا بیتمه ! اسا بیتمه ! اسا بیتمه ! (همیشه 3 بار می گفت ! )
و این جملات همانا و انفجار ناگهانی سالن مولاژ هم همانا !
و اما در جلسه ی آخر نورو عملی دکتر سلطان پور با معذرت خواهی از آقای س.ا و حلالیت طلبیدن از ایشون و نصیحت بچه ها و اینکه شما جای پسرم هستین و از این حرفا ....... در حال تموم کردن درس بودن که گوشی بهداشتکارمون که از قضا w700 هم بود واکمنش به طور خودکار شروع به پخش نوحه " کی گفته من بابا ندارم" می کنه ! اخلاق دکتر سلطان پور هم که واضحه ! 5 ثانیه تحمل می کنه خاموش شد که هیچ وگرنه .... !!
دوست عزیزمون که عجیب هول شده بود گوشی رو از جیبش بیرون می آره ولی قادر به خاموش کردن واکمن گوشیش نیست ! یعنی حدود 20 ثانیه آهنگ داره با اون صدای بلند پخش میشه و سلطانپور هی میگه: بساب قطعش کن ! بساب قطعش کن ! و بچه ها هم از خنده روی کف زمین ولو شدن !
در کمال تعجب بهداشتکار عزیز در عرض چند دهم ثانیه باطری گوشی رو در می آره و پرت می کنه زیر میز و بالاخره این صدا قطع میشه ! کاری که دکتر سلطانپور هم با دیدنش شروع به خندیدن کرد ! و تا عمر دارم این لحظه یادم نمی ره !
و این ها فقط گوشه ای از عظمت کارهای ترم1و2 بود که تو ذهنم مونده بود ! حالا شما هم لطف کنید کارهایی که در سال اول انجام دادیم ولی با سال بالایی شدن باید از انجامش خود داری کنیم رو بگین تا لیست بلند بالایی از ممنوعیات برای سال دومی ها داشته باشیم و همه ازش استفاده کنیم !
خستگی گردش دیروز با ساسی و کیارش و میلاد و سروش هنوز تو تنمه.غرق دریای افکار و دنیای اوهام خودم هستم و داشتم درباره ی درگیری چند روز پیش دنت و پزشکی که به خاطر یه عطسه ی من ایجاد شده بود فکر میکردم...اگه میدونستم یه عطسه باعث سیل نظر میشه یه سرفه هم همراش میکردم!!
از فکر به این مساله لبخندی بر لبانم نقش بست.آخه جاتون خالی شبی که دوستان در حال دعوا با هم بودن بنده در حال عیش و نوش در مجلس عروسی بودم.![]()
به هر حال با صدای آواز جیرجیرک ها در زیر سه تیغ آفتاب بیرحم بابل در حال قدم زدن بودم که ناگهان با صدایی ناآشنا از دنیای افکارم خارج شدم.شخصی که خودش رو علی و اهل آمل و دانشجوی ساکن اوکراین معرفی کرد بعد از صدا زدن من به صورت اتفاقی از من در مورد دانشگاه سوالاتی کرد...از قضا قصد انتقالی به دانشکده ی دندانپزشکی رو هم داشت...هرچی من از دانشگاه تعریف های ناجور میکردم و همه چی رو بد نشون میدادم اون یه حرفی میزد و تو دلش به خودش امید میداد که نه!!!اینجا اونجوری هم که این پسره میگه نیست!!!مادر سلام چیه!!!حراست کیه!!!
بعد از ۱۰ دقیقه صحبت با این مهمان ناخونده وارد love street شدم.خلوت بود.حتی کک هم پر نمیزد
...در کوچه ی شهید دخانی که از کوچه های معروف love streeteبه صحنه ای برخوردم که تا حالا ندیده بودم...بله!!!دو عدد قلیون مشتی و چاق و چله توسط دو دانشجوی سال بالایی از صندوق عقب یک پراید خارج شده و با شور و هلهله ای وصف ناپذیر به پشت انبوه درخت ها برده میشه تا لوله هاش بر لبان ۷ دانشجوی حاضر در اون جمع بوسه بزنه
به فاصله ی ۱۰ متری از اون جمع عجیب یک مادر سلام با حالت مظلومانه ای در حال نزدیک شدنه..۷شنبه بازار مادر سلام ها هم کساده...
چشماش که معلوم نبود!!!
اما از تو دماغش میشد خوند که اونم عین بچه های حراست از خلوتی و سکوت دانشگاه ناراحته و دلگیره! انگار با زبون بی زبونی داره به دخترها التماس میکنه که توروخدا یه سر به دانشگاه بزنین...میخوام یه کم گیر بدم![]()
بی هدف راه میرفتم...تا حالا اونقدر دانشگاه رو ساکت و خلوت ندیده بودم.سکوت love street رو گاهی صدای رکاب زدن دوچرخه ی مستخدمین و باغبون های دانشگاه و گاهی هم صدای جیرجیرک ها میشکوند.برگشتم و تصمیم گرفتم وارد سایت بشم.قبل از ورود به سایت به سمت چپ نگاهی انداختم..در افق شرقی و در حالی که آفتاب سوزان خودش رو به بالاترین قسمت های آسمون میرسوند قبه و گنبد قیر اندود و سیمانی بیت المقدس داشت حموم آفتاب میگرفت.عامل عدم بارداری و مادر نشدن دانشگامون همین مسجد بود!!!آخه جای دانشکده ی داروسازی این مسجد رو ساختن!!![]()
وارد سایت شدم..مسئول سایت دانشگاه هم از خلوتی و بی در و پیکر بودن دانشگاه کمال سوء استفاده رو کرده و داشت به دلبند ۵ سالش کامپیوتر یاد میداد...به به....در گوشه ای از سایت ساسی و چند تا از همکلاسیامون همچون ماری سمی با فرو کردن نیش فلش هاشون به بدن بی جان کامپیوترهای دانشگاه مثل آهویی گریزپا مشغول دانلود انواع موزیک های عربی ترکی بندری رپ و .... هستن
.بگذریم...تصمیم گرفتم برای گرفتن چند نمره به دانشکده ی پزشکی برم.
در راه دانشکده بودم که پارچه نوشته ای بزرگ که حاکی از سفر حج عمره ی یکی از مسئولین دانشگاه بود.جاهای دیگه قسمت دانشجوها میشه...اینجا قسمت مسئولین.به هر حال وارد دانشکده پزشکی میشم.درب همه ی کلاس ها با غل و زنجیر و با وسواس خاصی بسته شده و گرد وغبار سکوت در راهروهای تاریک و نم گرفته ی دانشکده نشسته.
توی این راهرویی که از سکوت و تاریکی به تونل وحشت شباهت داشت و نزدیک بود ترس بر من هم غلبه کنه
انعکاس نوری که از سر کچل مستخدم زحمتکش بخش قارچ شناسی به چشمانم رسید کورسوی امیدی در دلم روشن کرد!!!بیچاره با چه عشق و علاقه ای با تی داشت کف زمین رو میشست.وقتی صاف ایستاد و تی رو هم کنار خودش گرفت دیدم قد تی از قد خودش بلندتره!!![]()
در اتاق استاد ......رو زدم(شرمنده نمیتونم اسم استاد رو بگم)تا وضع نمرات رو جویا بشم!!!چی میشنوم!!!صدای کفش عوض کردن و شلوار پوشیدن استاد از داخل اتاق میاد!!![]()
استاد بعد از ۳۰ ثانیه در رو باز میکنه و فشار باد سرد کولر موقع باز کردن در من رو ۱متری به عقب میرونه!!
آخه یه اتاق ۳در ۴ کولر ۴۸۰۰۰ میخواد چیکار!!وارد اتاق استاد میشم...با دقت در کامپیوتر استاد متوجه میشم که کامپیوتر استاد روشن بوده و داشت از اینترنت فیلم استغفرالله نگاه میکرد
نعوذ بالله!!!!تنها کاری هم که این اساتید انجام نمیدن تصحیح به موقع اوراق امتحانی و دعوت دانشجویان به تحقیق و پژوهشه.
در راهروی پزشکی و در اون تاریکی مردی با لبخندی ملیح و تلخ و با پیراهنی لیمویی و شلواری فراخ که بی شباهت به شلوار کردی نیست با گام هایی بلند با کوله پشتی شلنگ زنان به همراه تعدادی از بچه های پزشکی۸۶ به سمت من میان...در ۲ متری خودم میفهمم استاد محبوبم!!استاد ژنتیکه.
پزشکی های ۸۶ دور استاد حلقه زده و با سخنان شیرین قصد پاچه خواری استاد رو دارن.بسیار خنده شد.استاد نیز بر اریکه قدرت نشسته و با لبخندی حال به هم زن که همه رو به یاد استاد فارسی میندازه بر افتادن اون افراد در درس ژنتیک تاکید داره!!!
نمیخوام طولش بدم...به دانشکده و کلاس خودمون هم سری زدم که دیگه از گفتنش خودداری میکنم.بانگ اذان از نماز خونه به گوش میرسه و تنها استاد سلطان پوره که با شتابی باورنکردنی به سمت عبادت اول وقتش میره!!!شنیدن این صدا من رو هم به سمت خونه روانه میکنه.حالا یه استامینوفن بخورین که سرتون رو درد آوردم.![]()
comming soon!!!:mashin zaman2
سلام به همه ی دوستان گلم !![]()
*این ماجرا کاملا واقعیست !
شروع ماجرا از :***قائم شهر - خونمون ! - ساعت ۲۲ شب !! *** مورخ : 7/4/1387 ***
فردا امتحان بیو فیزیک بود و من تازه یادم افتاده بود که سوالات استاد منفرد از علوم پایه طرح می شه و هر چی گشتم گنجینه ی پربار سوالات علوم پایه را در اتاق خودم و حتی سایر اعضای خانواده پیدا نکردم !
پیامکی رو راهی دوستی در خوابگاه کردم ! جواب اومد: که ما سوالات رو داریم و اگر می خوای امتحان فردا را به سلامتی پاس کنی خودت رو به ما برسون !
به بابام گفتم:پدر جان مرا به بابل نزد دوستانم می بری !.ولی بابام گفت پسرم تا 30 دقیقه ی دیگه بازی برزیل – آمریکا شروع میشه و امکان نداره !
بسیار خواهش کردم و سرانجام بابا قبول کرد !
توضیحات :خوابگاه پسران دانشگاه علوم پزشکی بابل به نام پردیس در جاده ی بابلسر در فضایی نسبتا بزرگ دارای 3 بلوک به نام A-B-C که هر کدوم 4 طبقه دارن احداث شده !
امکاناتش :1 زمین مشترک والیبال و فوتبال دارای کفپوش آسفالت و 2 عدد دروازه ی کوچولو مخصوص گل کوچیک !
در هر بلوک هم 1 عدد اتاق تلویزیون که هر اتاق شامل 1 دستگاه تلویزیون می باشه ! به چشم می خوره !
اتاق کامپیوتری هم در اونجا وجود داره که دارای 4 سیستم و مجهز به اینترنت پر سرعت فقط از ساعت
۱۸ - ۲۲ می باشه.در صورتی که از دانشگاه های دیگه خبر میرسه که خوابگاهشون مجهز به اینترنت wireless بوده و هر دانشجو در روز می تونه تا سقف ۲GIG دانلود کنه !
ولی یکی از مجهز ترین سالن های بدن سازی با دستگاه های بسیار پیشرفته که در خاور میانه و کشور های حوزه ی دریای کارائیب بی نظیره در اینجا وجود داره !که دلیلی محکم برای هیکل ورزیده و دور بازوی نیم متری بچه های خوابگاهی دانشگاست !
وقتی به خوابگاه رسیدم به طرف طبقه ی B4 که کنام بچه های دندان 86 و 87 و بچه های پزشکی 87 است !!حرکت کردم !
اول به اشتباه و به دلیل حواس پرتی بیش از حد وارد طبقه ی B3 شدم و به خیال اینکه طبقه رو درست اومدم وارد اتاق دوستان شدم ! به محض اینکه در رو باز کردم با یک صور قبیحه مواجه شدم ! در اون دود غلیظ که که چشم چشم را نمی دید 4 نفر به صورت نیمه عریان پدیدار شدن که در حال کام گرفتن بودن اونم با چه طعمی: هلو + نعناع ! 1 کم که بیشتر دقت کردم انگار اونا رو می شناسم . همگی بچه های دندان 85 هستن! اونا هم منو شناختن و تعارفی زدن ولی با قاطعیت اونو رد کردم ! به محض ورود به B4 با شاگرد درس خون کلاس روبه رو شدم که دراعه و بالاپوش حبری رنگ بلندی پوشیده و دستار تبریزی مالیده بر سر نهاده و موی سر نمالیده و آنجا بر زبر میز در اتاق مطالعه نشسته و در بیو فیزیک غوطه ور می باشه !
راجع به شام از دوستان پرسیدم؟
جواب اومد: امشب شام 1 عدد تخم مرغ + 1 عدد خیار و گوجه + 1 قرص نان بود که ساعت 5:30 دقیقه بین بچه ها پخش شده و جای عصرونه میل شده !
همراه خودم نان و طعامی را آورده بودم و غذا رو از سفره ی چرمین خود بیرون آوردم و بر رو ی سفره گستراندم ! و جمع مشغول بلعیدن شدن !
شام که تموم شد حس سوالات علوم پایه خوندن هم پرکشید شدید! و طبق معمول با یکی از دوستان راهی طبقه ی پر از عشق و خاطره به نام c4 شدیم !
سانسور....... !!
سانسور....... !!
سانسور...... !!
وقتی ساعت حدود 3 بامداد برگشتیم ! بچه ها همه بیدار بودن و به قول معروف اسب می زدن ( نوع شدید خر زدن ) ! بچه های پزشکی هم بودن که دقیقا یادم نیست چه امتحانی داشتن اون روز ( اندیشه یا زبان ؟) سوالات علوم پایه رو از دوستان گرفتم !حدود 200 و اندی سواله ولی با یه یا علی شروع کردم ! هر چقدر که می گذره از تعداد بچه های حاضر در سالن مطالعه کم میشه ! به طوری که ساعت 5 صبح فقط بنده و یکی از دوستان درس خون پزشکی بیدار بودیم !
ساعت 11 شد و سر جلسه ی امتحان رفتم ! باورم نمی شد !! دقیقا 90 % سوالات همونایی بودن که دیشب خوندم !
با اعتماد به نفسی در حد تیم ملی (البته نه تیم ملی ایران مثلا برزیل ) به عنوان نفر اول برگه رو دادن و با لبخند ملیح دکتر منفرد تا دم در همراهی شدم !!
فکر می کردم 19 یا 20 میشم ولی نمرم 14 شد ! پیش دکتر منفرد رفتم و بهش حسابی اعتراض کردم و دکتر با آرامش خاصی جواب داد از همه ی بچه های کلاس به خاطر هر جلسه غیبت 1 نمره کم کردم !
**و 5 جلسه غیبت= کسر 5 نمره !
![]()
و چگونه نمره ی 19 نازنین آدم تبدیل به 14 میشه !!! ![]()
![]()
**برای دیدن عکس های تکان دهنده و متاثر کننده اتاق دوستان خوابگاهی به ادامه ی مطلب برین !
ادامه مطلب...

